نگاهی به اساطیر و کارکرد آنها

اژدها


اژدها در باور جهانیان _ به غیر از چینیان _ موجودی پلید است . نزد همگان در کوه منزل دارد ، از دهانش آتش بیرون می آید و شهرها را ویران می کند . بنابراین همان کوه آتش فشان است و از کتابهای ما به کتابهای جهانیان راه پیدا کرده است . جامعه علمی جهان هم این باور آتشفشان بودن اژدها را پذیرفته اند ؛ اما برخی او را سوسمار می دانند .
زمانی که بشر دست به کشتار جانوران می زند ، به تلافی این کار او دو اژدها پدید می آیند که یکی از آنها دماوند است . ابلیس به عنوان چاره گری ، { برای آرام نگه داشتن آن } انسان را به عنوان خوراک آن معرفی می کند . در داستانها و اساطیر ، اندک اندک این اژدها به دو مار و انسان به مغز سر انسان تقلیل می یابد . بنابراین مردم قدیم قربانیان زیادی برای کوه آتشفشان انجام می دادند . حتی قربانگاه بابلیان در کوه دماوند دیده شده است .
مردوک در بابل ، ایندرا در هند و زئوس و آپولون در یونان کشندگان اژدها هستند . در متون اسلامی هم نمود اژدها را میبینیم که گاه به صورت عصای موسی نموداری از اقتدار است . در شاهنامه ذکر شده که اژدها از کوه پایین می آید . که اشاره به مواد مذاب آتش فشان دارد . در گذشته این مواد مذاب را ماری خشمناک می پنداشتند .
در دوره ای ( ؟ ) ، مردم فرزندان خود را برای دور نگه داشتن آنها از ستم بابلیان به کوه می فرستادند تا پرورده شوند و برای مقابله با بابلیان آماده گردند . ( اشاره به ماجرای ضحاک و چاره گری در مقابل کشتار جوانان آن دوره . ضحاک هم از اعراب بود و بابلیان هم در غرب ایران یعنی عراق کنونی ساکن بودند . از دیگر سو ، همان طور که اشاره شد ضحاک می تواند نماد اژدها باشد . ) از فرغانه تا قونیه مکانهایی در کوهها دیده شده که محل پرورش ایرانیان بوده است . در شاهنامه نیز از فریدون و پرورده شدن او در کوه یاد شده تا از جور ضحاک در امان بماند .
در نام فریدون ، فری در تمام زبانها و به تمام شکلهای آن ، به معنای سه است و سه بهره شدن آریاییها را مد نظر دارد . همان طور که فریدون سه فرزند _ به نامهای ایرج ، سلم و تور _ داشت که بخشهای مختلف قلمرو پادشاهی خود را بین آنها تقسیم نمود ، آریاییها نیز در گذشته به سه دسته تقسیم شدند : گروهی به اروپا رفتند ، گروهی به آسیای مرکزی کوچ نمودند و گروهی نیز در ایران ماندند . در شاهنامه اشاره شده که فریدون غرب (روم) را به سلم داد ، توران ( آسیای مرکزی ) را به تور بخشید و ایران را برای ایرج نگه داشت که همین باعث شکل گرفتن حسادت دو برادر بزرگ تر نسبت به ایرج شد . در ضمن واژه های ایران و ایرج هم ریشه هستند . بعدها مهاجرانی که از ایران به دیگر مناطق کوچ کرده بودند ، به دنبال خاطرات شیرینی که از ایران داشتند ، در پی بازگشت به آن بودند که همین مساله جنگ هایی با ایرانیان را رقم می زد .


پرنده


پرنده نماد جان است زیرا جان در صور ذهنی دارای بال است و به سمت بالا میل دارد . در اساطیر ایران هما پرنده پیروزی است . در تخت جمشید تندیس هما در فراز دیده می شود و در آثار دیگر هنری ، مانند دیگر نمادهای اسطوره ای تغییر شکل و تغییر کارکرد می دهد .
در اوستا به پرندگان توجه ویژه ای می شود . سئنه _ که سیمرغ است _ بعدها به هما تبدیل شد که به یاری و کمک انسانها می شتافت . به احتمال زیاد سیمرغ شاهنامه حاصل نگرش ایرانیان به همای اساطیری است . سیمرغ دارای بعد انسانی ( سخن گویی و پزشکی )، جانوری ( ارتباط با شاهین در اوستا ) و آسمانی ( برای یاری انسان از آسمان فرود آمده )است .

آسمان


در گذشته فرایندهایی در طبیعت مانند زلزله ، خشک سالی و . . . . باعث می شد انسانها فکر کنند به دلیل کار بدی که انجام داده اند ، این مسائل روی داده است . بنابراین سعی می کردند خود را با آن فرایند ها و با طبیعت هماهنگ کنند . طبیعت نقش زیادی در زندگی انسان دارد . جستن علت هر پدیده ذهن انسان فراموش کار را به سوی جستن آفریننده و علت اصلی آن می برد . آن چه او می داند این است که راز هر چیز در فراز و در آسمان است . طی دوره ای چند ده هزار ساله نیاکان ما تمام جلوه های خوب و بد زندگی را از جانب آسمان می دانستند ، بنابراین جایگاه خداوند را در آسمان فرض می کردند . به همین دلیل تا کنون خدا را در تمام ادیان آسمانی در آسمان می جویند و دست به سوی آسمان می برند .
پس از آن دوره ای رسید که مهر را خدا دانستند . سپس برای مهر پدیده ای بزرگ تر قائل شدند که آن را اهورا می خواندند . زرتشت نیز اهورا مزدا ( خرد حاکم بر جهان ) را شایسته پرستش می داند و این در اسلام برابر است با خداوند علیم .
از ابتدا در ادیان ترس و خوف نسبت به آسمان وجود داشت . بعد از آن که این ترس برطرف شد و به مهر ( مفید بودن ) آن پی بردند ؛ مهر پرستی شکل گرفت . باور انسانها پیش از یکتا پرستی به تدریج تکامل یافت . ابتدا پدیده هایی مثل نور خورشید را پرستیدند . اما کم کم دریافتند که با آتش می توانند در شب و تاریکی نیز نور و گرما پدید آورند . این امر موجب تقدس آتش نزد آنان شد . پس از آن زرتشت خداوند بزرگ را صاحب و آفریننده همه این عوامل معرفی نمود . بنا بر باور زرتشت خداون آفریننده بدی ( اهریمن ) نیست ؛ زیرا ذات او بری از بدی است . در برخی گزارش های زرتشتی بدی و نیکی وجود دارند که با یکدیگر در جنگند . در اندیشه های زرتشت بدی وجود ندارد و هر چه هست نیکی ست . این دو در هستی دو گوهر همزاد هستند ؛ به عنوان کنش و واکنشی که باید باشند تا فرایندهای هستی شکل پذیرد ، مانند قطب مثبت و منفی . اما در اسطوره ها چنین نبوده که اهورامزدا اهریمن را پدید آورده باشد . شاید مطابق اندیشه زرتشت بعدها چنین شده است .
در واژه اهورامزدا ؛ اهو به معنای هستی است و اهورا یعنی هستی بخش . مز یعنی بزرگ و دا یعنی دانا .

به طور کلی موجودات اساطیری کارکردهای فراوانی در زندگی ایرانیان داشتند . هریک نمادی از علل و نیروهای طبیعی بودند که به چیزی پاسخ می گفتند . صرف نظر از این معنای اساطیری هر کدام نماد یک امر خاص نیز هستند ؛ گاو نماد اولین جانور و نیای حیوانات ، شیر نماد راستی ، . . . . .

"این مطالب در سال 1381 طی برنامه ای از شبکه 4 سیما پخش شد و نظرات فریدون جنیدی ، موبد کوروش نیک نام و . . . . است "

/ 0 نظر / 4 بازدید