سرآغاز

"سه گونه روان ، سه گونه نیایش :
1 _ خداوندگارا ! کمانی در دستان توام . مرا می کِش ، مهل تا بپوسم .
2 _ خداوندگارا ! چندانم مکش اما که بشکنم .
3 _ خداوندگارا ! چندانم بکش تا بشکنم . باری ، چه باک از شکستنم . "

صفحه نخست از " گزارش به خاک یونان "
نیکوس کازانتزاکیس ؛ ترجمه صالح حسینی


" . . . خداوندا ، بادا که بیشتر در پی تسلی دادن باشم تا تسلی یافتن ،
در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن ،
در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن .
چه ؛
با دادن است که می گیریم ،
با فراموشی خویشتن است که خویشتن را باز می یابیم ،
با بخشودن است که بخشایش به کف می آوریم ،
با مردن است که به زندگی برانگیخته می شویم . "

بخشی از متن " نیایش برای صلح " از قدیس فرانچسکوی آسیزیایی ( 1182- 1226)
کتاب " رفیق اعلی " نوشته کریستیان بوبن ؛ ترجمه پیروز سیار

/ 0 نظر / 6 بازدید